close
تبلیغات در اینترنت
چرا برده‌داری در اسلام ؟؟؟
  • صفحه نخست
  • آرشیو
  • تالار گفتمان
  • ارسال پیام
  • عضویت
  • ورود به سایت
  • ولایت
      برده‌داری در اسلام حرام نیست ؟! برده‌داری، به يقين امري منفور و ناپسند و برخلاف عدالت و نگاه بدون تبعيض اسلام است؛ اما به شواهد مستندات قطعی تاریخ ، پیشینه ای چند هزار ساله دارد و قرن ها پیش از اسلام برده‌داری به اشکال گوناگون رواج داشت. در جزیره العرب هم همانند همه مناطق دیگر جهان مدت ها پیش از ظهور اسلام ، برده‌داری شکل گرفت و رایج شد. در هر حال رواج اين امر دليل بر درستي آن نيست و اسلام هم هيچ گاه اين امر را سنتي پسنديده و مطلوب قلمداد ننموده است . اما سؤال اين جاست…
جمعه 30 شهریور 1397

چرا برده‌داری در اسلام ؟؟؟


موضوع : شبهات دینی , | تاریخ : جمعه 06 ارديبهشت 1392 و 0:0 | نویسنده : محمد درزیان خشکرودی

 

برده‌داری در اسلام حرام نیست ؟!

برده‌داری، به يقين امري منفور و ناپسند و برخلاف عدالت و نگاه بدون تبعيض اسلام است؛

اما به شواهد مستندات قطعی تاریخ ، پیشینه ای چند هزار ساله دارد و قرن ها پیش از اسلام برده‌داری به اشکال گوناگون رواج داشت.

در جزیره العرب هم همانند همه مناطق دیگر جهان مدت ها پیش از ظهور اسلام ، برده‌داری شکل گرفت و رایج شد.

در هر حال رواج اين امر دليل بر درستي آن نيست و اسلام هم هيچ گاه اين امر را سنتي پسنديده و مطلوب قلمداد ننموده است .

اما سؤال اين جاست كه چرا در زمان پیامبر جلوی این سنت جاهلی و غیر انسانی گرفته نشد؟


تاریخ اسلام نشان می دهد که اسلام پس از ظهور در خصوص برخی انحرافات به طور ضربتی و قاطعانه برخورد کرد؛ اما در بسیاری از موارد هم برخورد این گونه نبود .

به حکم عقل هم نباید این گونه باشد ؛ چنان که در مورد حکم شراب و حجاب تا حدودی این گونه بود .
بايد وضعیت این فرهنگ در جوامع آن روز مد نظر قرار گیرد و آن گاه نحوه برخورد اسلام با این پدیده زشت بررسی گردد.

در واقع ما صرفاً با یک فرهنگ اشتباه و عادت نادرست مواجه نیستیم؛ بلکه با یک ساختار پیچیده اجتماعی مواجهیم که در همه اجزا و تارو پود جامعه راه یافته، اقتصاد و فرهنگ و معیشت و دیگر ارکان جامعه با آن درهم تنیده بود.

وجود بردگان در جوامع گوناگون آن قدر عمیق و بدیهی بود که در متمدن ترین کشورها تا حدود 150 سال پیش بردگان جزء جداناپذیر بسیاری از جوامع بودند.

تصور حذف برده ها از ساختار زندگی فردی و اجتماعی به ذهن کسی خطور نمی کرد ؛ مسلما این مسئله در 1400 سال پیش بسیار عمیق تر و ریشه ای تر در آن جوامع استقرار داشت .

اسلام نمی توانست با این مسئله به شکلی سريع و به اصطلاح انقلابی برخورد نماید .

از آیات قرآن به دست می آید كه:

اسلام با بردگان و برده‌داری به عنوان حقیقتی موجود در جامعه برخورد کرده ، احکام و راهکارهایی مشخص را در خصوص مواجهه با این حقیقت موجود و جهت گیری آن به سمتی معین ارائه داده.
با اندکی تأمل می توان دریافت راهکارهای اسلام قوی ترین و منطقی ترین شیوه در مسیر منتفی نمودن و از بین بردن اساس این مسئله در سیر تکاملی یک جامعه است .

اسلام به هیچ وجه به برده‌داری به عنوان یک اصل و ضرورت نگاه نمی کند، بلکه تنها راهکارهایی برای برخورد درست با این حقیقت موجود ارائه می دهد :

در واقع ابتدا برای اساس این مسئله فلسفه و ساختار معینی تعریف کرده، تبیین می کند که در منظومه فکری اسلام، در حقیقت انسانی افراد، تفاوتی وجود ندارد .

تفاوت انسان ها تنها در تقوا و ایمان آن هاست تا مولی هیچ گاه انسانیت خود را بالاتر از برده اش نبیند .
این مسئله یکی از مهم ترین معضلات در مبنای فکری برده‌داری بود که البته طرح همین مسئله بیش از هر چیز برای کفار و مشرکان قریش ناگوار بود .

در گام بعدی، اسلام، تلاش نمود در زمان بندی معینی برای ریشه کنی این پدیده شوم به مقابله عملی برخیزد .

در این مسیر مسئله را به دو بخش بردگان موجود در جامعه و بردگانی که ممکن است به جامعه افزوده شوند، تقسیم کرد؛

مشخص است که مسئله ضروری در این میان مانع آفرینی در مسیر شکل گیری و توسعه این پدیده ، یعنی راه ورود افراد جدید به حوزه بردگی است که اسلام با ترفندی این مسیر را بسیار محدود نمود .

در عصر بعثت رسول گرامی اسلام(ص) برای بردگی راه های متعددی وجود داشت. وجود هر یک از این راه ها به بردگی رسمیت می بخشید و قانونی به حساب می آمد .

آن راه ها بدین قرار بود:

1. اسارت درجنگ ها: طبیعی است که دو طرف درگیر در جنگ از یکدیگر اسیر بگیرند. اسیران به صورت برده به خدمت گرفته می شدند.

2. خواست حاکم و سرپرست: حاکم و سرپرست ستمگر، افراد زیر دست را به بردگی می گرفت و در مزارع و دامداری ، به کار می گماشت . احیاناً آنان را به عنوان برده می فروخت.

3. تبعیت طفل از مادر خویش که برده و کنیز بود، اگر چه پدرش آزاد بود، ولی به جهت کنیز بودنِ مادر، طفل هم محکوم به بردگی بود.

4. فرار از لشکر و امتناع از جنگیدن و خدمت سربازی.

5. فرار از کشوری و پناهنده شدن به دولت دیگر و خود را تسلیم آن حکومت نمودن، برای حکمرانان آن کشور ایجاد حق می کرد و آنان می توانستند پناهندگان را به بردگی بگیرند.

6. ارتکاب جرایمی همانند: قتل،‌ دزدی و ... (جریان به بردگی گرفتن ساختگی بن یامین، برادر حضرت یوسف(ع) به جرم سرقت گویای این امر است).

7. فقری که به موجب آن شخص خودش را به دیگری بفروشد و خود را ملزم سازد برای مولایش کار کند.

8. فروختن فرزند؛ پدر حق داشت فرزند خویش را جهت تنگدستی به عنوان برده بفروشد.

9. فروختن همسر؛ شوهر حق داشت همسر خویش را به عنوان برده به فروش برساند.

10. آدم ربایی؛ فرد دزدیده شده به عنوان برده فروخته می شد، مانند: زید بن حارثه که ربوده و به عنوان غلام فروخته شد.

11. باختن در قمار؛ گاهی فرد قمار باز خود را گرو قمار قرار می داد و در صورت باختن ، برده می شد.

اسلام همه این راه ها و سرچشمه های بردگی را مسدود نمود، تنها اوّلی را با شرایطی پذیرفت.

آن را هم هرگز به عنوان جنبه الزامی اعلان نکرد؛ در واقع در صورت پیروزی در جنگ ،گرفتن برده الزامی نبود،  بلکه دستور اسلام در این مورد این است که بعد از پایان جنگ با کفار، افرادی که اسیر می شوند،
به چند صورت با آنان برخورد شود:

- از آنان فدیه گرفته شده، آزاد شوند؛

- با اسیران مسلمان مبادله شوند؛

- با انجام اموری نظیر آموختن سواد خواندن و نوشتن به مسلمانان آزادی خود را به دست آورند ؛

در مواردی که راه های قبلی به صلاح یا ممکن نبود، به جای این که آن ها را بکشند، اسیرشان کرده و برای خدمت، به کار بگمارند و بین مردم تقسیم کنند.

بسیاری همین امر را نشانه تأیید برده‌داری و همراهی اسلام با این رفتار غلط دانسته اند ، در حالی که به نظر می رسد این قضاوت اصلا منصفانه و دقیق نیست ؛

فرض کنید دولتی کافر به جامعه اسلامی حمله کرده و در نتیجه این نبرد افرادی از سپاه دشمن به اسارت در آمدند ؛

تکلیف این عده چیست و حکومت اسلامی چگونه باید با آن ها برخورد کند؟

جواب از چند گزینه خارج نیست :

- یا باید آن ها را از دم تیغ بگذراند ،

- یا در زندان اسیر کرده

- و یا آن ها را آزاد نماید ؛

اگر دقت کنیم همه این موارد دچار مشکلات عدیده‌ای است ؛

زندانی کردن اسرا علاوه بر همه مفاسدی که اصل قانون زندان در پی دارد، بار مالی سنگینی را بر دولت اسلامی تحمیل می کرد .

جدای آن که با نیاز مالی بسیار مسلمانان در آن مقطع زمانی و کمبودهای فراوان و حجم زیاد اسرا این امر امکان پذیر نبود .

کشتن همه اسرا هم نتایج مثبتی در پی نداشت. زیرا بسیاری از این افراد شناخت کاملی از اسلام نداشتند. چه بسا با آشنایی درست به اسلام می گرویدند . به علاوه کشتن بیشتر افراد آثار و نتایج سوء فرهنگی و روانی در پی داشت که با فلسفه اسلام همخوانی نداشت .

از طرف دیگر آزادی همه اسرا هم کاری بسیار نامعقول بود ، زیرا این افراد کسانی بودند که با اسلام و مسلمانان به جنگ برخاسته ، حتی برخی از آنان را کشته بودند .

یقینا آزادی آن ها همان و بازگشت به آغوش کفار و آمادگی برای شرکت در نبرد بعدی همان ؛

پس ناچار لازم بود بدون آن که نگهداری آنها هزینه و فشاری بر جامعه اسلامی وارد کند ، این افراد در متن جامعه به نوعی وارد شوند که هم آثار مثبت اقتصادی و رفاهی برای جامعه در پی داشته باشند و هم زمینه آشنایی آن ها با حقایق اسلام و بستر میل و گرایش به اسلام در آن ها فراهم گردد .

این همان قانون برده‌داری مورد امضا و تجویز اسلام بود که اعمال شد .

هر چند این نوع برده ها كم بودند، زیرا چنان که ذکر شد ، بسیاری از این افراد با دادن فدیه یا با تعلیم خواندن و نوشتن به مسلمانان آزادی خود را به دست می آوردند .

در نتیجه اکثر بردگان و کنیزان جامعه، گروه اول یعنی برده زادگان و کسانی بودند که توسط دلالان و تجار برده از مناطق آفریقایی و مانند آن اسیر می شدند و در مناطق مختلف دنیا به فروش می رسیدند.

اما در خصوص این قشر وسیع بردگان که غیر از اسرای میدان های نبرد بودند، باید دید چرا اسلام این نوع برده‌داری را از ابتدا لغو ننمود و اجازه داد ، سال های سال این جریان باقی بماند ؟

برای پاسخ به این پرسش توجه به چند نکته لازم است :

1. اصلاح عادات غلط و فرهنگ نادرست به زمان نیازمند است .

نمی توان یک فرهنگ عمیق و رسوخ کرده در اعماق جامعه را با برخوردی ناگهانی و انقلابی برطرف کرد.
چنین برخوردهای شعاری اگر در آغاز اعمال می شد ، هیچ ضمانت عملی بر دوام آن ها وجود نداشت چه بسا طرح این قوانین عجین شده در اعماق فرهنگ و باورهای اجتماعی و اقتصادی جامعه ، به اصل ایمان و اعتقاد مسلمانان نو ایمان لطمه وارد می ساخت ؛

البته چنان که ذکر شد، این نوع برخورد هدفمند، مختص برده‌داری نبود ، بلکه در برخی انحرافات رفتاری دیگر هم اعمال شد .

2. در آن زمان بردگان فراوانی وجود داشتند .

گاهی بخش عظیمی از جامعه را تشکیل می دادند. اگر از ابتدا بردگی به طور کلّی ملغی می شد، رهایی بردگان باعث نابودی آنان و خانواده های شان می شد؛

زیرا بردگان در آن زمان نه کسب و کار مستقلی داشتند و نه زندگی مستقلی.

حداقل اثر سوء آزاد کردن این جمعیت انبوه، مختل کردن امنیت جامعه بود.

بررسی دقیق ابعاد این مسئله نشان می دهد که برخورد ضربتی و یک باره با مسائلی مانند برده‌داری، امری غیر حکیمانه، بلکه غیر ممکن است؛

از این رو اسلام، در برخورد با این مسئله به اصلاح تدریجی پرداخت.

تاریخ، بعدها روش صحیح مبارزه تدریجی با این رسم جا افتاده را، تأیید کرد و خط بطلان بر مبارزه سریع و بی برنامه در مورد این گونه امور مهم و رسوخ یافته در اعماق باورها و فرهنگ ها کشید.

در تاریخ معاصر آمده است که:

رییس جمهور آمریکا بدون ایجاد مقدمات لازم به یکباره برده‌داری را لغو و ممنوع اعلام کرد ولی بردگانی که به ظاهر آزاد شده، ولی روحا آزاد نشده بودند و توان روحی و اجتماعی اداره خود را نداشتند ، از صاحبان خود به التماس می خواستند مثل سابق آنان را به بردگی بگیرند و رها نسازند!!

3. بردگان در آغاز اسلام منبع اقتصادی و نیروی نظامی نیرومندی برای مشرکان و حتی مسلمانان بودند.
مشرکان آنان را در مزرعه ها، نخلستان ها و میدان های جنگ به کار می گرفتند؛اگر اسلام در ابتدا دستور آزادی بردگان را می داد بدیهی بود که تنها مسلمانان به آن عمل کنند، چرا که مشرکان به آن اعتقادی نداشتند.

این شیوه ، پیامدهای بسیار ناخوشایند و ضربه مهلکی برای جامعه اسلامی نوپا در پی داشت.
از جمله:

الف) مسلمانان به یکباره از نیروی اقتصادی و نظامی عظیمی محروم می شدند و این ضربه مهلک اقتصادی به آنان بود.

ب) بردگانی که به اسیری گرفته می شدند، چنانچه آزاد می شدند، چون جا و مکان و درآمد مناسبی نداشتند به ناچار پیش مشرکان باز می گشتند و آنان دوباره، از اینان برای تقویت بنیه اقتصادی و نیروی نظامی استفاده می کردند اما آزادی بردگان به تدریج، مانع از خسارت اقتصادی و نظامی مسلمانان شد؛

اما راهکار اسلام برای ریشه کن ساختن برده‌داری:

i) بستن سرچشمه بردگی:

اسلام اکثر راه های معمول برده گیری در آن زمان را ردّ کرد و نپذیرفت ؛ به علاوه از نظر فرهنگی هم با دوام این امر به انواع گوناگون مقابله نمود. مثلا اساس اشتغال به برده فروشی را از زشت ترین و ناپسندترین امور معرفی نمود؛ اسلام خرید و فروش بردگان را بدترین و منفورتین معاملات اعلام کرد.

پیامبر(ص) فرمود: «شرّ النّاس مَن باع النّاس؛(1) بدترین مردم کسی است که انسان ها را بفروشد».

ii) گشودن دریچه آزادی:

اسلام، تمهیداتی گوناگون برای آزادی بردگان اندیشیده است، از جمله :

* آزادی اسیر را یکی از کفارات قرار داد.(2)

یعنی گناهانی ساده که ارتکاب آن ها زیاد رخ می داد، مانند: باطل کردن روزه، با آزادی بردگان پاک میشد.

* با ازدواج زنی که برده است با یک انسان آزاد و بچه دار شدن زن، فروش زن ممنوع شد تا از سهمیه ارث فرزندش آزاد شود.(3)

*سهمی از زکات برای خرید برده و آزاد کردن آنان قرار داده شد .

بدین ترتیب بودجه دایمی برای این کار از بیت المال در نظر گرفته شده و تا آزادی کامل همه بردگان ادامه یافت.(4)
*آزادی بردگان یکی از عبادات شمرده شده و بزرگان در این زمینه پیش قدم بوده اند تا آن جا که گفته شده حضرت علی بن ابی طالب با دسترنج خود هزار بنده را آزاد کرد.(5)

* اگر یک برده متعلق به چند نفر بود؛ هر کس سهم خود از برده مشترک را آزاد کند، سهم شریک دیگر به طور قهری آزاد می شد.(6)

*هرگاه کسی مالک یکی از پدر، مادر، اجداد، فرزندان، عمو، عمّه، دایی، خاله، برادر، خواهر، برادرزاده و یا خواهرزاده خود از راه ارث و...، شود، آن ها فوراً آزاد می شوند.(7)

* در برخی موارد، اگر صاحب بَرده نسبت به برده اش مجازات های سختی انجام دهد، برده خود به خود آزاد خواهد شد.(8 )

*برده مى تواند با کار کردن ، بهاى خود را به خریدارش پرداخته و آزاد شود.

یعنى بنده و مولى قرارداد مى بندند که هرگاه بنده فلان مبلغى را پرداخت آزاد مى شود ، او اگر پرداخت مبلغ را تا یک ماه به تأخیر انداخت، مستحب است که مالک صبر کرده و به وى مهلت دهد.

مبلغ مذکور مى تواند تقسیط شود و این مبلغ نیز نباید بیش از مبلغى باشد که مالک براى خرید بنده پرداخت کرده است .

*چند عامل نیز موجب آزادى خود به خودى بنده مى شود. کورى ، جذام ، زمینگیر شدن و اسلام آوردن در محل جنگ و...

در نتیجه این برنامه دقیق و سفارش اخلاقی اسلام در خصوص بردگان و سیره عملی معصومین در مورد آنها ، چندی نگذشت که دیگر برده ای در جامعه اسلامی وجود نداشت ، در حالی که برده‌داری به شدیدترین نوع آن تا قرن های اخیر در جوامع مختلف غیر اسلامی با تمام قدرت وجود و رواج داشت.

مجموعه این مسایل و نتیجه این نوع برخورد به خوبی نشان می دهد که اسلام منطقی ترین برخورد را با برده‌داری اعمال نموده است ؛

البته این امر زوایا و جزییات بیش تری دارد که در صورت تمایل می توانیم به آن ها بپردازیم .

.

.

.

.

.

.

پی نوشت ها:

1. کلینی، کافی، ج 5، ص 114.

2. تفسیر نمونه، ج 21، ص 412 -423؛ شرایع الاسلام، کتاب العتق.

3. مکاسب، شیخ انصاری، ص 175، سطر 14،چ دارالحکمة.

4. تفسیر نمونه، مکارم، ج 12، ص 418، چ اسلامیة تهران.

5. بحارالانوار، مجلسی، ج 41، ص 43، چ اسلامیه تهران.

6. جواهرالکلام، شیخ محمدحسن نجفی، ج 34، ص 154 ـ 158، چ بیروت.

7. تفسیر نمونه، ج 21، ص 42.

8. وسائل الشیعه، ج 16، ص 26(20 جلدی).




بازدید : 40
برچسب ها : اسلام , برده‌داری در اسلام , برده‌داری , برده , جنگ‌های صدر اسلام , جنگ ,

ارسال نظر برای این مطلب



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی