close
تبلیغات در اینترنت
نقاش عشق
  • صفحه نخست
  • آرشیو
  • تالار گفتمان
  • تماس با ما
  • عضویت
  • ورود به سایت
  • ولایت
    باسمه‌تعالی   گفتمش نقـاش را نقشـی بکش از زنــدگی با قلــم نقش حبـابـی بر لب دریــا کشیـد گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا تک درختـی در بیابــان یکه و تنهـا کشیـد گفتمش نامردمـان این زمـان را نقش کن عکس یک خنجر زپشت سر پی مولا کشیـد گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم راه عشـق…
یکشنبه 02 اردیبهشت 1397

نقاش عشق


موضوع : شعر , | تاریخ : یکشنبه 11 فروردين 1392 و 22:30

باسمه‌تعالی

 

گفتمش نقـاش را نقشـی بکش از زنــدگی
با قلــم نقش حبـابـی بر لب دریــا کشیـد
گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا
تک درختـی در بیابــان یکه و تنهـا کشیـد
گفتمش نامردمـان این زمـان را نقش کن
عکس یک خنجر زپشت سر پی مولا کشیـد
گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم
راه عشـق و عاشقی و مستی و نجـوا کشیـد
گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش
عکس حیـدر در کنار حضرت زهـرا کشیـد
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن
در بیـابـــان بلا تصویــری از سقــا کشیـد
گفتمش از غربت و مظلومی و محنت بکش
فکـر کرد و چهار قبــر خاکی از طـه کشیـد
گفتمش سختی و درد و آه گشتـه حاصلم
گریـه کرد آهی کشید و زینب کبری کشیـد
گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیـق
عکس مهدی را کشید و به چه بس زیبا کشید
گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین
گفت این یک را ببایـد خالــق یکتـا کشیـد




بازدید : 19
برچسب ها : شعر , نقاش , زندگی ,
نویسنده : محمد درزیان خشکرودی |

ارسال نظر برای این مطلب



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی