close
تبلیغات در اینترنت
ایرانیان چگونه شیعه شدند؟ (تحلیلی تاریخی و پاسخ به چند غلط)
  • صفحه نخست
  • آرشیو
  • تالار گفتمان
  • ارسال پیام
  • عضویت
  • ورود به سایت
  • ولایت
        ایرانیان چگونه شیعه شدند؟ (تحلیلی تاریخی و پاسخ به چند غلط)   سؤالی که دراین نوشتار مورد بررسی قرار خواهد گرفت، این است که چگونه ایرانیانبه سوی تشیع گرایش یافتند؟  سابقه دین اسلام در سرزمین ایرانبه عصر حیات پیامبر اکرم(ص)و نامه آن حضرت به (خسرو پرویز) شاه ایران برمی‏گرددو ورود رسمی این دین به این سرزمین ، به سال ۱۶ هجری و در زمان حکومت (عمر بن خطاب) خلیفه دوم. اما سؤال اساسی این است که به رغم ورود اسلام بهایران در دوره خلفاء و همچنین به رغم آنکه ایرانیان قرون اولیه ،…
جمعه 30 شهریور 1397

ایرانیان چگونه شیعه شدند؟ (تحلیلی تاریخی و پاسخ به چند غلط)


موضوع : رفع شبهه , | تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393 و 0:0 | نویسنده : محمد درزیان خشکرودی

 

 

ایرانیان چگونه شیعه شدند؟ (تحلیلی تاریخی و پاسخ به چند غلط)

 

سؤالی که دراین نوشتار مورد بررسی قرار خواهد گرفت، این است که چگونه ایرانیانبه سوی تشیع گرایش یافتند؟

 سابقه دین اسلام در سرزمین ایرانبه عصر حیات پیامبر اکرم(ص)و نامه آن حضرت به (خسرو پرویز) شاه ایران برمی‏گرددو ورود رسمی این دین به این سرزمین ، به سال ۱۶ هجری و در زمان حکومت (عمر بن خطاب) خلیفه دوم.

اما سؤال اساسی این است که به رغم ورود اسلام بهایران در دوره خلفاء و همچنین به رغم آنکه ایرانیان قرون اولیه ، اکثراً جزو اهل سنتبودند ، چگونه شد که هم اینک شاهد اکثریت ایرانیان شیعی هستیم؟

در این نوشته ، بحث کلامی مطرح نیست. بلکه از دیدگاه جامعه ‏شناسی تاریخی بررسی می‏کنیم که چه تحولاتی باعث شد که اکثر ایرانیان ، شیعهشوند.

در خصوص سؤالفوق دو دسته پاسخ ارائه شده است:

1- پاسخ‌های نادرست و افسانه‏ای.

2- پاسخ صحیحو منطقی.

در این مقاله ضمن طرح چند پاسخ افسانه‏ای و نقد آنها ،در انتها پاسخ صحیح را ارائه خواهیم کرد.

پاسخ‏هاینادرست و افسانه‏ای:

1- ازدواج امام حسین(ع) با شهربانو دختریزدگرد سوم از سلسله ساسانی ، باعث علاقه ایرانیان به اهل بیت(ع) و در نتیجه تشیعایرانیان شده است.

نقد این پاسخ :

اولاً: اساس چنین داستانی صحیحنیست.

ثانیاً: لازمه‏ی صحت این داستان آن است که ایرانیانمی‏بایست به خود سلسله ساسانیان علاقه داشته باشند تا به دامادشان هم علاقه داشتهباشند. در حالی که ایرانیان اجازه داده‏اند تا این سلسله براحتی فرو بپاشد و حتییزدگرد نیز پا به فرار گذاشت و در شهرهای مختلف ایران آواره بود تا این که سرانجامتوسط «آسیابانی ایرانی» در «مرو» کشته شد.

ثالثاً: پاسخ دیگری هم شهید مطهری می‏دهد و آناینکه تعدادی از امویان هم با ساسانیان پیوند زناشویی بستند پس چرا ایرانیان نسبتبه امویان علاقه‏مند نشدند؟

2- ایرانیان در اصل ضد اعراب ، ضد اسلام و ضدمسلمانان بوده‏اند. وقتی ایران توسط مسلمانان فتح شد ، ایرانیان مجبور بودند در ظاهربگویند ما مسلمان شده‏ایم و الا کشته می‏شدند یا باید جریمه می‏پرداختند. لذا درظاهر اسلام را قبول می‏کردند اما در واقع همان عقایدزرتشتی‏گری و عقاید قبلاز اسلام خود را حفظ کردند و ادامه دادند لکن تحت عنوان شیعه. پس تشیع ، مذهبی استکه در اصل به دست ایرانیان ساخته شده و ربطی به اسلام ندارد بلکه مذهبی ایرانیاست.

نقد این پاسخ:

اولاً: این نظریه زمانی می‏تواندصحیح باشد که رهبران اصلی شیعه ایرانی باشند ؛ در حالی که همه رهبران اصلی شیعه کهائمه معصومین علیهم‌السلام هستند ، عرب هستند.

ثانیاً: این نظریه در صورتی صحیح است که شیعیاناولیه همه ایرانی باشند در حالی که جز تعداد کمی از شیعیان اولیه نظیر «جنابسلمان فارسی» غالب شیعیان از عرب‏ها بودند.

ثالثاً: نظریه فوق وقتی می‏تواند صحیح باشد کهمنابع و متون اصلی شیعه با سایر مسلمانان تفاوت می‏داشت و می‏بایست این تفاوت درمنابع ایرانی خود را نشان دهد. در حالی که اینطور نیست. اولین منبع اصلی مسلمانقرآن کریم است که شیعه و غیر شیعه به آن اعتقاد دارند. دومین منبع سنت است. اجماعهم به همان کتاب و سنت برمی‏گردد و عقل به مستقلات عقلیه باز می‏گردد که اختصاص بهایرانیان ندارد بلکه مربوط به همه است.

رابعاً: نظریه فوق وقتی می‏توانست قرین واقع باشدکه ایرانیان از همان قرون اولیه تماماً شیعه باشند در حالی که ایرانیان در ایندوره‏ها غالباً غیر شیعه بوده و به اسلام اهل سنت گرایش داشتند و اکثر رهبران اهلسنت هم از ایرانیان بودند. همچنین مؤلفان متون دینی اهل سنت اکثراً ایرانی هستند واین نکته‏ای است که شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران می‏آورد.

خامساً: رهبران و دانشمندان شعیه تا قرن دهم اکثراًغیرایرانی بودند و خارج از ایران زندگی می‏کردند. «شیخ مفید» ، «سید مرتضی» ، «محققحلی» ، «شهید اول و ثانی» و علمای جبل عامل که بعدها به دعوت صفویه به ایران آمدند وهمچنین «محقق کرکی» که حوزه‏های علمیه شیعه را در ایران و عراق و مناطق دیگر گسترشداد ، همه غیرایرانی بودند.

این نکته صحیح است که فرهنگ ، زبان و زمان و مکان ورسم و عادات در آموزه‏های مذهبی تأثیرگذار است اما اینگونه نیست که این عوامل سببشوند یک مذهب تشیع خاص ایرانیان تأسیس شده باشد. اتفاقاً فقه شیعی بر عنصر زمان ومکان ، تاریخ و غیره تأکید فراوان دارد. بنابراین ، تأثیر و تأثر قابل انکار نیست ولیمسأله نمی‏تواند تعیین‌کننده باشد.

برخی آموزه‏های فلسفی قبل از اسلام به بعد از اسلامهم منتقل شده است. بعضی از عادات و داستان‏ها هم منتقل شده است. در واقع ایرانیانبرخی از میراث‏های خود را حفظ کرده‏اند اما آن را هرگز جزئی از تشیع ندانسته‏اند بلکه یکسری از این مسائل مربوط به آداب و رسوم ملی ماست که ربطی به تشیع ندارد. مثلزبان فارسی، عید نوروز و ایرانیان هیچ گاه زبان فارسی را رها نکردند زیرا بیناسلام و ایران تضادی نبوده است بلکه در مواردی که تعارضی وجود داشته ، ایرانیان خودبه نفع اسلام از آن دست کشیده‏اند و اسلام را مقدم دانسته‏اند.

3- ایرانیان تا قرن دهم سنی بودند. از آن پس بازور صفویان به شیعه گرایش یافتند. زیرا شاه اسماعیل صفوی وقتی در تبریز تاج گذاریکرد ، بسیاری از سنی‏ها را قتل عام نمود.

نقد پاسخ فوق:

اولاً: شاه اسماعیل یک جوان ۱۴ساله بود و نمی‏توان پذیرفت که وی بدون حمایت شیعیان به قدرت رسیده باشد زیرامنطقی نیست که حامیان وی از سنی‏ها باشند و علیه مذهب خود ، شاه اسماعیل را به نفعمذهب تشیع حمایت کنند بنابراین ، در ایران آن زمان شیعیان زیادی وجود داشته‏اند کهصفویه به اتکای آنان توانسته‏اند قدرتی تشکیل دهند و در برابر عثمانی که یکامپراتوری پر قدرت مدعی سنی بود ، بایستند و مقابله کنند و در نهایت حکومت تشکیلدهند.

ثانیاً: در تاریخ ثابت نشده است که صفویه با زورشمشیر شیعه را در ایران به وجود آورده باشند. البته به صورت جزئی و موردی ، اهل سنتمورد آزار صفویان واقع می‏شدند چنانکه شیعیان مورد آزار عثمانی‏ها قرار می‏گرفتند.روشن است که عمل هر دو حکومت نادرست و غیراسلامی بوده است.

پاسخ صحیحو منطقی:

نخست باید بپذیریم که استقرار و نفوذ یک مذهب درمیان یک قوم ، امری نه دفعی بلکه به صورت تدریجی است. ما نباید به دنبال تاریخ خاص ومعینی باشیم. به نظر می‏رسد از زمانی که اولین ایرانی به تشیع گرایش یافته تا زمانیکه تشیع در ایران فراگیر شد و اکثریت ایرانیان را شیعیان تشکیل دادند ، حدود ۱۰ قرنبه طول انجامیده باشد.

اتفاقاتی که طی ۱۰ قرن اولیه اسلام در ایران بهوقوع پیوست باعث فراگیری تشیع در ایران شد که به اجمال می‏توان آنها را اینگونهمرور کرد:

1- نخست آنکه «جناب سلمان» صحابه با وفایپیامبر و اهل بیت، فردی ایرانی و شیعی بود. در یمن نیز ایرانیانی وجود داشتند کهمتمایل به سمت اهل بیت بودند. یمن توسط امیرالمؤمنین(ع) و در زمان حیات رسول اکرم(ص) به اسلام ایمان آورد و اهل یمن از همان زمان با امیرالمؤمنین(ع) آشنا شدند ؛ در حالی کهساحل خلیج فارس تا یمن تحت نفوذ ایران بود.

2- در دوره خلیفه دوم ، وی تبعیض‏هایی بین عرب وعجم قائل شد که موجب آزردگی خاطر ایرانیان گردید. پس از کشته شدن خلیفه دوم به دستیک ایرانی ، فرزند وی چند تن از ایرانیان موجود در مدینه را به قتل رساند اما وقتی امیرالمؤمنین(ع) به حکومت رسید اعلام کرد که بین عرب و عجم تفاوتی نیست و عرب هیچ گونهفضلی بر عجم ندارد و این باعث شد تا ایرانیان به امیرالمؤمنین(ع) گرایش پیدا کنند. همچنانکه «امام زین‌العابدین(ع)» با خریدن و آزاد کردن تعداد زیادی از بردگان وبندگان غیر عرب، جمعیت زیادی از موالیان در مدینه ایجاد کرد که محب اهل بیت(ع) بودند.

3- پس از شهادت حسین بن علی(ع) ایرانیان متوجهشدند از اسلام دو قرائت وجود دارد: اسلام یزیدی و اسلام حسینی. بنی امیه با آنسابقه ظلم‏ها و اعمال تبعیض‏ها نمی‏توانست در قلوب ایرانیان جایی داشته باشد و بهصورت طبیعی ایرانیان به سوی امام حسین(ع) و اهل بیت(ع) گرایش پیدا کردند و بعدها درسقوط بنی‌امیه بیشترین کمک‏ها را نمودند. زیرا بنی عباس با شعار حمایت از آل محمد(ص) قیام کردند. اما بعد معلوم شد که این جریان نیز با جریان اهل بیت فاصلهدارد.

4- در طول تاریخ ، برخی ازشاگردان امام جعفرصادق(ع) و سایر ائمه علیهم السلام در ایران حضور یافتند و به طور گسترده مکتب اهلبیت(ع) را تبلیغ کرده و ایرانیان را به مذهب آنان دعوت می‏کردند.

5- حضور حضرت امام رضا(ع) در خراسان عامل دیگریاست. یکی از دلایلی که «مأمون» می‏خواست امام رضا(ع) را ولیعهد کند ، مقابله باعرب‏هایی بود که از برادرش «امین» حمایت می‏کردند. تحلیل وی این بود که با ولایتعهدی امام رضا(ع) هم ایرانیان شیعی را به سوی خود جذب خواهد کرد و هم شیعیان عرب واین باعث تقویت قدرت وی و ضعف امین خواهد شد.

6- بسیاری از امامزادگان از ظلم «منصوردوانیقی» و دیگر خلفای ستمگر به ایران آمدند و پراکندگی آنان در سراسر ایران عاملدیگری در گسترش تشیع در ایران بود. همانطور که حضور «حضرت معصومه(س)» در قم ، «حضرتشاه چراغ(ع)» در شیراز و «حضرت عبدالعظیم(ع)» در ری ، از دلایل مهم روی آوری مردمایران به سمت تشیع است.

7- در عصر سلاطین شیعه‏ی آل‏بویه موجبات تبلیغمکتب اهل بیت(ع) بیش از پیش فراهم شد و کتب مهم شیعی مثل تهذیب ، استبصار ، کافی و من‌لایحضره‌الفقیه در این زمان تألیف شد. بزرگانی چون شیخ صدوق ، شیخ مفید ، شیخ طوسی ،سیدمرتضی و سیدرضی توانستند در این عصر اسلام شیعی را به مردم معرفی نمایند.

8- در دوره ایلخانان ، حضور علامه حلی به مدت ۱۰سال در ایران و آزادی وی در بیان احکام و مهارت او در فقه و کلام و نیز تلاش‏های خواجه نصیر الدین طوسی عامل دیگری در این زمینه است.

9- حلقه آخر این جریان تاسیس دولت صفویه واعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی و حضور و دعوت از علمای شیعه از سراسر جهان اسلاماست. این همه سبب شد تا بالاخره در عصر صفویه پس از طی ۱۰ قرن ، اسلام شیعی در ایرانگسترش یابد و به صورت یک مکتب و مذهب فراگیر در این کشور معرفی شود.

 




بازدید : 17
برچسب ها : شیعه , ایرانیان , صفویه , امام رضا(ع) ,

ارسال نظر برای این مطلب



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی