close
تبلیغات در اینترنت
ازدواج موقت یا متعه
  • صفحه نخست
  • آرشیو
  • تالار گفتمان
  • تماس با ما
  • عضویت
  • ورود به سایت
  • ولایت
      فلسفه تشريع ازدواج موقت در اسلام چیست؟ آيا واقعا در ازدواج موقت حق زن ناديده گرفته نشده است؟ علت مخالفت 99 درصدي زنان جامعه با ترويج و فرهنگ سازي متعه چيه؟   پاسخ سوال اول: « فلسفه تشريع ازدواج موقت در اسلام چیست؟ » در هر چيزی اگر بشود ترديد كرد در اين جهت نمي‌توان ترديد…
یکشنبه 02 اردیبهشت 1397

ازدواج موقت یا متعه


موضوع : شبهات دینی , مقاله , | تاریخ : جمعه 15 شهريور 1392 و 0:0

 

فلسفه تشريع ازدواج موقت در اسلام چیست؟

آيا واقعا در ازدواج موقت حق زن ناديده گرفته نشده است؟

علت مخالفت 99 درصدي زنان جامعه با ترويج و فرهنگ سازي متعه چيه؟

 

پاسخ سوال اول: « فلسفه تشريع ازدواج موقت در اسلام چیست؟ »

در هر چيزی اگر بشود ترديد كرد در اين جهت نمي‌توان ترديد كرد كه اديان آسمانی عموما بر ضد هوسرانی و هواپرستی قيام كرده‌اند ، تا آنجا كه در ميان پيروان غالب اديان ترك هوس رانی و هواپرستی بصورت تحمل رياضتهای شاقه درآمده است. يكی از اصول واضح و مسلم اسلام مبارزه با هواپرستی است . قرآن كريم هواپرستی را در رديف بت‌پرستی قرار داده است. در اسلام آدم "ذواق" يعنی كسی كه هدفش اين است كه زنان گوناگون را مورد كامجوئی و "چشش" قرار دهد ، ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است. امتياز اسلام از برخی شرايع ديگر به اينست كه رياضت و رهبانيت را مردود مي‌شمارد ، نه اينكه هواپرستی را جايز و مباح ميداند. از نظر اسلام تمام غرائز اعم از جنسی و غيره بايد در حدود اقتضاء و احتياج طبيعت اشباع و ارضاء گردد اما اسلام اجازه نميدهد كه انسان آتش غرائز را دامن بزند و آنها را به شكل يك عطش پايان ناپذير روحی درآورد از اين رو اگر چيزی رنگ هواپرستی يا ظلم و بی عدالتی بخود بگيرد كافی است كه بدانيم مطابق منظور اسلام نيست.

جای ترديد نيست كه هدف مقنن قانون ازدواج موقت اين نبوده است كه وسيله عياشی و حرمسراسازی برای مردم هواپرست و وسيله بدبختی و دربدری برای يك زن و يك عده كودك فراهم سازد. تشويق و ترغيب فراوانی كه از طرف ائمه دين به امر ازدواج موقت شده است ، فلسفه خاصی دارد. ازدواج موقت از مختصات فقه جعفری است ، ساير رشته‌های فقهی اسلامی آنرا مجاز نمي‌شمارند. مسلمانان اتفاق و اجماع دارند كه در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اكرم در برخی از سفرها كه به آنها اجازه ازدواج موقت مي‌داده است و همچنين مورد اتفاق مسلمانان از همسران خود دور مي‌افتادند و در ناراحتی بسر مي بردند به آنها اجازه ازدواج موقت ميداده است و همچنين مورد اتفاق مسلمانان است كه خليفه دوم در زمان خلافت خود نكاح منقطع را تحريم كرد . خليفه دوم در عبارت معروف و مشهور خود چنين گفت : "دو چيز در زمان پيغمبر روا بود من امروز آنها را ممنوع اعلام ميكنم و مرتكب آنها را مجازات مينمايم : متعه زنها و متعه حج".

گروهی از اهل تسنن عقيده دارند كه نكاح منقطع را پيغمبر اكرم خودش در اواخر عمر ممنوع كرده بود و منع خليفه در واقع اعلام ممنوعيت آن از طرف پيغمبر اكرم بوده است ولی چنانكه ميدانيم عبارتی كه از خود خليفه رسيده است خلاف اين مطلب را بيان ميكند. خليفه از آن جهت بخود حق داد اين موضوع را قدغن كند كه تصور ميكرد اين مسئله داخل در حوزه اختيارات ولی امر مسلمين است و هر حاكم و ولی امری ميتواند از اختيارات خود بحسب مقتضای عصر و زمان در اين گونه امور استفاده كند. به عبارت ديگر نهی خليفه نهی سياسی بود نه نهی شرعی و قانونی ، طبق آنچه از تاريخ استفاده ميشود ، خليفه در دوره زعامت ، نگرانی خود را از پراكنده شدن صحابه در اقطار كشور تازه وسعت يافته اسلامی و اختلاط با ملل تازه مسلمان پنهان نميكرد ، تا زنده بود مانع پراكنده شدن آنها از مدينه بود ، بطريق اولی از امتزاج خونی آنها با تازه مسلمانان قبل از آنكه تربيت اسلامی عميقا در آنها اثر كند ناراضی بود و آنرا خطری برای نسل آينده به شمار می آورد ، و بديهی است كه اين علت امر موقتی بيش نبود.

اما ائمه اطهار كه پاسداران دين مبين هستند بخاطر اينكه اين سنت اسلامی ، متروك و فراموش نشود آنرا ترغيب و تشويق فراوان كردند . امام جعفر صادق (ع) ميفرمود «يكی از موضوعاتی كه من هرگز در بيان آن تقيه نخواهم كرد موضوع متعه است» و اينجا بود كه يك مصلحت و حكمت ثانوی با حكمت اولی تشريع نكاح منقطع توأم شد و آن كوشش در احياء يك "سنت متروكه" است ، آنجا كه ائمه اطهار مردان زن دار را از اين كار منع كرده‌اند به اعتبار حكمت اولی اين قانون است خواسته اند بگويند اين قانون برای مردانی كه احتياجی ندارند وضع نشده است ، همچنان كه امام كاظم عليه السلام به علی بن يقطين فرمود : تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بی نياز كرده است. و به ديگری فرمود : اين كار برای كسی روا است كه خداوند او را با داشتن همسری از اين كار بی نياز نكرده است و اما كسی كه دارای همسر است فقط هنگامی ميتواند دست به اين كار بزند كه دسترسی به همسر خود نداشته باشد.  و اما آنجا كه عموم افراد را ترغيب و تشويق كرده اند بخاطر حكمت ثانوی آن يعنی "احياء سنت متروكه" بوده است زيرا تنها ترغيب و تشويق نيازمندان برای احياء اين سنت متروكه كافی نبوده است. اين مطلب را بطور وضوح از اخبار و روايات شيعه ميتوان استفاده كرد.

به هر حال آنچه مسلم است اين است كه هرگز منظور و مقصود قانون گذار اول از وضع و تشريع اين قانون و منظور ائمه اطهار از ترغيب و تشويق به آن اين نبوده است كه وسيله هوسرانی و هواپرستی و حرمسراسازی برای حيوان صفتان و يا وسيله بيچارگی برای عده ای زنان اغفال شده و فرزندان بی سرپرست فراهم كنند.

 

ازدواج موقت يك ضرورت اجتماعى :

اين يك قانون كلى و عمومى است كه اگر به غرائز طبيعى انسان به صورت صحيحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها متوجه طرق انحرافى خواهد شد زيرا اين حقيقت قابل انكار نيست كه غرائز طبيعى را نمى توان از بين برد و فرضا هم بتوانيم از بين ببريم، چنين اقدامى عاقلانه نيست زيرا اين كار يك نوع مبارزه با قانون آفرينش است. بنابراين راه صحيح آن است كه آنها را از طريق معقولى اشباع و از آنها در مسير سازندگى بهره بردارى كنيم. اين موضوع را نيز نمى توان انكار كرد كه غريزه جنسى يكى از نيرومندترين غرائز انسانى است ، تا آنجا كه پاره اى از روانكاوان آن را تنها غريزه اصيل انسان مى دانند و تمام غرائز ديگر را به آن باز مى‌گردانند.
اكنون اين سؤال پيش مى آيد كه در بسيارى از شرائط و محيطها ، افراد فراوانى در سنين خاصى قادر به ازدواج دائم نيستند ، يا افراد متاهل در مسافرت هاى طولانى و يا ماموريت ها با مشكل عدم ارضاى غريزه جنسى روبرو مى شوند. اين موضوع مخصوصا در عصر کنونی كه سن ازدواج بر اثر طولانى شدن دوره تحصيل و مسائل پيچيده اجتماعى بالا رفته، و كمتر جوانى مى تواند در سنين پائين يعنى در داغ ترين دوران غريزه جنسى اقدام به ازدواج كند، شكل حادترى به خود گرفته است. با اين وضع چه بايد كرد؟ آيا بايد مردم را به سركوب كردن اين غريزه (همانند رهبان ها و راهبه ها) تشويق نمود؟ يا اينكه آنها را در برابر بى‌بند و بارى جنسى آزاد گذاشت و همان صحنه هاى زننده و ننگين كنونى را مجاز دانست؟ و يا اينكه راه سومى را در پيش بگيريم كه نه مشكلات ازدواج دائم را به بار آورد و نه آن بى بندوبارى جنسى را؟

خلاصه اينكه" ازدواج دائم" نه در گذشته و نه در امروز به تنهايى جوابگوى نيازمندى هاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نيست و ما بر سر دو راهى قرارداريم يا بايد" فحشاء" را مجاز بدانيم (همان طور كه دنياى مادى امروز عملا بر آن صحه گذارده و آن را به رسميت شناخته) و يا طرح ازدواج موقت را بپذيريم. معلوم نيست آنها كه با ازدواج موقت و فحشاء مخالفند چه جوابى براى اين سؤال فكر كرده اند؟!

طرح ازدواج موقت، نه شرائط سنگين ازدواج دائم را دارد كه با عدم تمكن مالى يا اشتغالات تحصيلى و مانند آن نسازد و نه زيانهاى فجايع جنسى و فحشاء را در بر دارد بـررسـى و مـطالعه اى دقيق در اطراف مسائل حقوقى اسلام ، اين حقيقت را روشن مى سازد که قوانين اسلام بر پايه نيازمندي هاى انسان در تمام شوون مختلف زندگى, وضع شده است و تناسب مستقيم با احتياجات بشر دارد. احـکـام درخشان اسلام در عين اصالت و درستى ، جوابگوى خواسته‌هاى طبيعى و فطرى بشر در ادوار زندگى است. يکى از نيرومندترين غرايز در وجود انسانى ، غريزه جنسى است. اين غريزه به منظور توليد مثل و تکثير نسل افراد در انسان آفريده شده است. تـشـريـح قانون ازدواج در اسلام به منظور هدايت اين غريزه اصيل در مجراى صحيح وارضاى آن بطور شايسته است. امـا چـون ازدواج دائم در عـيـن حال که در جلوگيرى از آلودگي ها و نگهدارى عفت انسان نقش موثرى به عهده دارد، در تمام شرايط نمى تواند پاسخگوى تمايلات جنسى انسان باشد.
از ايـن رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشريع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاى جنسى در تمام شرايط پاسخ مثبت داده شود.

 

پاسخ سوال دوم: « آيا واقعا در ازدواج موقت حق زن ناديده گرفته نشده است؟ »

اما در خصوص مسئله‌ی ظلم به زنان که بسیار شایع می‌کنند، دقت شود که اولاً مردان با اجنه یا ملائک ازدواج موقت نمی‌کنند، بلکه با زنان ازدواج می‌کنند، پس ازدواج موقت برای آنان نیز جایز است. اما تفاوت در ازدواج مجدد است که آن هم به تفاوت شرایط طبیعی زن و مرد بر می‌گردد که علم در این خصوص مباحث بسیاری مطرح و تثبیت کرده است. در هر حال زن نیز می‌تواند به صورت متعدد ازدواج موقت داشته باشد و البته لازمه‌‌اش آن است که در زمان واحد همسر دو مرد نباشد که با شرایط روحی، فطری و جسمی خودش نیز سازگاری ندارد. چنان چه در میان همه‌ی ملل عالم این معنا مشهود و متعارف و مقبول است.

به راستی اگر زن بی‌همسری نیاز جنسی داشته باشد (که طبیعی هم هست و باید داشته باشد) و نتواند یا نخواهد که ازدواج کند و یا می‌خواهد ازدواجی داشته باشد اما مسئولیت‌های کمتری متوجه او شود و اصلاً کسی هم نفهمد، چه باید بکند؟! ریاضت بکشد؟ یا العیاذ بالله هرزه‌گی کند؟ یا به صورت موقت، اگر چه یک شب، با مردی که مایل به اوست ازدواج کند و با طلاقی زودرس و توافق شده از او جدا شود؟!

تمامی افراد یا مکاتبی که ازدواج موقت را ظلم به زن خواندند او را به رذالت زنا و استثمار دعوت کردند.
و اکثر هجمه‌های گسترده در جنگ نرم بر علیه «ازدواج موقت» به خاطر این است که راه زنا را سد می‌نماید و بالتبع کفار و زیاده‌طلبان و استثمارگران را در راه رسیدن به اهداف، منافع و مطامع‌شان نا امید می‌سازد.
آیا هیچ فکر کرده‌ایم که اگر زنا و سوء استفاده‌ی جنسی از زنان (تحت عنوان آزادی جنسی یا هر عنوان دیگری) جمع یا محدود شود، فقط در بعد اقتصادی چه ضررهای کلانی را متوجه جیب کثیف سرمایه‌داران خوش‌گذران و سران زر و زور و تزویر می‌کند.

 

پاسخ سوال سوم: « علت مخالفت 99 درصدي زنان جامعه با ترويج و فرهنگ سازي متعه چيست؟ »

عليرغم پذيرش اين نوع نكاح در شرع و قانون همواره بحث بين معتقدان و منتقدان اين نوع ازدواج رواج داشته است. علت هم آنست كه هر گروهي با ديدگاه خاص و از زاويه‏اي خاص به قضاوت مي‏نشيند. بنظر مي‏آيد براي قضاوت نمودن بين اين دو عقيده و اشراف به بحث لازم باشد ادله‏ي هر گروه را مورد بررسي قرار دهيم:

الف: ادله‏ي منتقدين نكاح منقطع:

1. عده‏اي اين نوع ازدواج را راهي براي سوء استفاده دانسته‏اند. اين عده هميشه پيرمرد پول داري را تصور مي‏كنند كه براي خوشگذراني، دختري را صيغه مي‏كند و بعد از ارضاء شهواتش او را رها مي‏سازد،
يا مرد زن‏داري كه بي‏اعتناء به خانواده‏اش هر روز بدنبال يك زيباروئي است كه بتواند او را اسير كند و كام گيرد و...

در جواب اين عده همين بس كه، همه‏ي آزاديهاي قانوني و تأسيسهاي حقوقي مي‏توانند مورد سوء استفاده قرار گيرند في‌المثل حق رانندگي كه يك حق مشروع و پسنديده‏اي است توسط يك عده‏اي به بدترين نحو مورد استفاده قرار مي‏گيرد و حتي منجر به وارد آمدن خسارت جاني و مالي مي‏شود. پس بدين ترتيب بايد گفت حق رانندگي يك امري مذموم و پليد است در حالي كه چنين نيست. پس ملاحظه مي‏فرمائيد اگر عده‏اي از اين نهاد حقوقي به جهت سوء استفاده بهره‏برداري مي‏كنند اين امر خدشه‏اي به اصل آن نهاد وارد نمي‏كند بلكه ايراد به خود اين افراد يا گريزگاههاي قانوني و... وارد است.

2. عده‏اي ديگر از مخالفين با تشبيه نكاح منقطع به كرايه و اجاره، سعي دارند كه وانمود نمايند زني كه صيغه مي‏شود در واقع به اجاره‏ي زوج خويش درآمده است و اينرا خلاف شأن زن مي‏دانند و اين را سوء استفاده از زن دانسته‏اند.

در جواب اين عده بايد عرض نماييم كه اولاً آن چه كه خلاف شأن زن است آن است كه زن همچون كالائي بدون هيچ حق و حقوقي و بدون هيچ ضابطه‏اي مورد بهره‏برداري جنسي قرار گيرد يعني دقيقا آن چه كه در دنياي غرب اتفاق مي‏افتد يا آن چه كه در نزد افراد لاابالي و بي‏بند و بار در مشرق زمين مي‏گذرد. اين كه زن اين چنين مورد سوء استفاده قرار گيرد، خلاف شأن زن است يا اين كه او به طور قانوني و مشروع با حفظ حقوقش به استمتاعاتش دسترسي نمايد؟ ثانيا: به فرض كه عقد نكاح منقطع در مواردي شبيه عقد اجاره باشد، آيا اين دليل مي‏شود كه اين دو عقد يكي باشند؟ در حالي كه مي‏دانيم اين دو عقد در خيلي از اوصافش با يكديگر متفاوتند. ثالثا: نكته‏اي كه مخالفين از آن غفلت ورزيده‏اند آن است كه ايشان گمان مي‏كنند در عقد نكاح منقطع فقط مرد است كه بهره مي‏برد و زن در اينجا هيچ بهره‏اي نمي‏برد در حالي كه بهره‏مندي اين دو طرفيني است و همانطور كه زن در مقابل مرد تكاليفي دارد، حقوقي نيز دارد و برعكس.

3. عده‏اي ديگر متعه و نكاح منقطع را سدي در جهت تشكيل خانواده مي‏دانند. چرا كه افراد اگر براي ارضاء نيازهايشان به سهولت دسترسي به ديگري داشته باشند انگيزه‏شان براي تشكيل دائمي خانواده كم مي‏شود. (اسماعيل هادي، دورنماي حقوقي ازدواج موقت، ص 90 ـ 75).

ما به اين دسته مي‏گوييم همانطوري كه شما با ديد منفي نگاه مي‏كنيد و اين امر را سدي براي تشكيل خانواده مي‏دانيد ما از زاويه‏ي مثبت به اين نهاد مي‏نگريم و آنرا زمينه‏ساز تشكيل خانواده‏ي دائمي مي‏دانيم كه بعدا توضيح بيشتري مي‏دهيم. بدين ترتيب ملاحظه مي‏شود مبناي اكثر استدلال مخالفين همان سوء استفاده‏هايي است كه از اين نوع ازدواج مي‏شود كه در قسمت 1 جواب اين امر داده شد.

ب. ادله‏ي موافقين نكاح منقطع:

1. در اجتماعي كه دسترسي به ازدواج دائم روز به روز مشكل‏تر مي‏شود، ازدواج موقت راهكار مناسبي است تا افراد بتوانند در كنار يكديگر به آرامش برسند و بدين ترتيب متعه مانع رواج فساد و فحشاء مي‏شود.

2. اگر اين نوع ازدواج در غياب نكاح دائم تجويز نشود افراد براي ارضاء روحي و جنسي خويش به روابط آزاد و نامشروع روي مي‏آورند و بديهي است كه اين روابط آزاد از هيچ انضباط و نظم و تعهدي نمي‏تواند برخوردار باشد. در حالي كه نكاح منقطع براي طرفين تعهد و مسؤوليت ايجاد مي‏كند. بفرض زن از زوج مي‏تواند طلب نفقه كند يا اين كه مشخص كند اگر فرزندي حاصل شد، تكليف او چگونه باشد. كه هر يك از اين مسؤوليت‏ها مي‏تواند ضمانت قانوني داشته باشد. اما در مقابل تصور كنيد اگر اين ضوابط موجود نباشد، فرزندي كه حاصل مي‏شود تكليف‏اش چيست؟ در اينجا مرد مي‏تواند اين فرزند را به مرد ديگري نسبت دهد و از پذيرفتن مسؤوليت او شانه خالي كند. به همين جهت است كه در كشورهاي پيشرفته‏ي دنيا كانونهائي وجود دارد تا چنين فرزنداني را سرپرستي كند. آيا اين وضع را مي‏پسنديد؟

3. كساني كه نمي‏توانند بار مسؤوليت پيمان دائم را بر دوش بكشند، عقد منقطع بهترين راه براي ارضاء جنسي آن‏ها است فلذا است كه حسن اين نوع نكاح از ديدگاه برتراند راسل دانشمند معروف انگليسي نيز مخفي نمانده است. او مي‏گويد: «در عصر حاضر بدون اختيار ازدواج به تأخير مي‏افتد در حاليكه صد تا دويست سال قبل تحصيلات دانشجو در هر رشته‏اي كه بود 18 سالگي تمام مي‏شد... اما در حال حاضر از سن بلوغ تا 30 سالگي كه فرد آمادگي براي زندگي حاصل مي‏كند (يعني 15 سال) مي‏گذرد كه دقيقا دوران بحران جواني و نمو غريزه‏ي جنسي است... براي مقابله با اين بحران و پاسخگوئي به نيازهاي جنسي در حاليكه فرد نمي‏تواند مسؤوليت زندگي دائمي را بپذيرد، چه بايد كرد؟ يا بايد جوانان را از تحصيل محروم كردو آن‏ها را مجبور نمود كه در جواني ازدواج كنند كه اين معقول نيست يا بايد به آن‏ها اجازه دهيم قواي غريزي خويش را در فاحشه خانه‏ها مصرف نمايند كه اين مستلزم بروز عوارض روحي و امراض مقاربتي است، پس فقط يك راه باقي مي‏ماند و آن ازدواج موقت است.» (حسين صفائي، اسدالله امامي، حقوق خانواده صفحه‏ي 22).

4. دختر و پسري كه مي‏خواهند با يكديگر ازدواج نمايند، لازم است كه هر چه بيشتر و بهتر با خصوصيات يكديگر آشنا شوند در همين راستا نكاح منقطع مي‏تواند يك دوره‏ي آزمايشي براي ازدواج دائم باشد كه افراد مذهبي خيلي خوب از اين نهاد مي‏توانند استفاده كنند. اين نوع ازدواج موقت در بين مسيحيان آمريكا نيز مورد توجه قرار گرفته است. (سيد رضي شيرازي، بن بستهاي اجتماعي، صفحه‏ي 16).

اينك با تمام اين اوصاف خود شما به قضاوت بنشينيد و معايب و محاسن را در دو كفه‏ي ترازو بگذاريد و نظاره كنيد كه كفه‏ي ترازو به نفع كدام گروه سنگين تر است؟

اما سئوال اينجاست كه: با اين همه محاسن و خوبيهائي كه ازدواج موقت دارد و در واقع در غياب ازدواج دائم بهترين راهكاري است كه مي‏توان ارائه كرد، پس چرا بازتاب اجتماعي آن پسنديده نيست و جامعه خصوصا بانوان با ديد مثبت به آن نمي‏نگرند؟

در جواب به اين سؤال مي‏توان به علل زير اشاره نمود:

1. سوء استفاده‏ي برخي انسانها از اين نوع ازدواج سبب شده است جلوه‏اي ناميمون از آن نهاد حقوقي بجاي بماند و همين مسأله سبب شده كه برخي منتقدين با متذكر شدن اين سوء استفاده‏ها اصل اين نوع ازدواجها را زير سئوال ببرند.

2. يكي از مهمترين علل آن است كه، جامعه‏ي امروزين ما هر بيشتر با فرهنگ غرب آشنا شده است در حالي كه اين فرهنگ يكي از اركانش آنارشيسم و بي‏بند باري جنسي است. طبق اين آموزه بهره‏مندي هر چه بيشتر و منفعت هر چه بالاتر از جنس مخالف بدون داشتن مسئوليتي در مقابل او مورد تأكيد قرار مي‏گيرد و رائج مي‏شود. بديهي است افرادي كه با اين فرهنگ مأنوس مي‏شوند ياد مي‏گيرند كه تن به محدوديتي در خصوص روابط جنسي ندهند و خود را محصور به يك نفر ننمايند و در عين حال مسئوليتي نداشته باشند. اين نكته را شما از طيف افرادي كه با نكاح منقطع مخالفت مي‏كنند مي‏توانيد ملاحظه كنيد كه اينها در واقع افرادي هستند كه عمدتا تحت تأثير فرهنگ غرب قرار دارند.

3. يكي ديگر از علل مخالفت عمومي با اين نهاد حقوقي، تبليغات منفي گروه‏ها و افرادي است كه در حول وحوش اين نوع ازدواج مي‏نمايند. چرا كه عده‏اي هستند كه قائل به ارتباط آزاد بين دختر و پسر مي‏باشند
بديهي است اين عده چون منافعشان و يا اعتقاداتشان چنين ارتباطاتي را اقتضاء مي‏كند، پيرامون اين نوع ازدواج تبليغات منفي مي‏نمايند.

4. در اين نوع ازدواج گمان بانوان آنستكه هيچ حق و حقوقي ندارند و به تعبيري ديگر گمان مي‏كنند كه صرفا استثمار آن‏ها مورد نظر بوده است و چيز ديگري بدست نمي‏آورند. و اين امر سبب مخالفت ايشان با اين نوع ازدواج مي‏شود.

با اين اوصاف ملاحظه مي‏فرمائيد كه برخي دختران و پسران در عين حالي كه با افراد متعددي ارتباط دارند و روابط نزديكي را نيز با ايشان برقرار مي‏كنند و احيانا لطمات روحي و جسمي متعددي نصيب‏شان مي‏شود اما حاضر نيستند كه در طي يك عقد حقوقي و با ضمانت قانوني با يك نفر ارتباط منضبط و مسؤوليت‏آور داشته باشند.

آيا فكر نمي‏كنيد كه اين امر علتي جز احساسي برخورد نمودن بامسأله غرائز و ازدواج باشد؟ يا حتي شايد بتوان گفت: مخالفت برخي از ايشان بخاطر هواپرستي و شهوتراني باشد. ممكن است برخي بگويند صيغه بودن براي زندگي آينده يك دختر در صورت مطلع شدن شوهر آينده‏اش مي‏تواند خطرآفرين باشد. كه ما به اين عده مي‏گوييم ارتباط قانوني با فردي كه معلوم است كيست و از كجا آمده است خطرش بيشتر است يا ارتباط با افراد متعددي كه بدون هيچ ضابطه‏اي به انجام رسيده و معلوم نيست كه آن‏ها چه كسي بوده‏اند و از كجا آمده‏اند؟

با فوائدي كه از ازدواج موقت برشمرديم بنظر مي‏رسد براي بسترسازي اين امر بايد به نكات زير توجه نماييم:

1. فعاليت فرهنگي جهت روشن شدن اذهان جوانان با محسنات اين تأسيس حقوقي و اين كه آن چه مخالفين مي‏گويند در واقع چيزي جز نگريستن به ظاهر ازدواج موقت و برداشتي سطحي از آن نمي‏باشد.

2. فعاليت فرهنگي در بين خانواده‏ها تا اولياء بدانند اين نوع ازدواج براي آن كه فرزندانشان در آستانه‏ي ازدواج يكديگر را بهتر بشناسند بهترين روش است و يقينا اولويت دارد بر آشنايي‏هاي بدون ضابطه و نظارت.
و...

 

 

 




بازدید : 24
برچسب ها : ازدواج , متعه , ازدواج موقت , اسلام , تشیع , حقوق زن , فحشاء ,
نویسنده : محمد درزیان خشکرودی |

ارسال نظر برای این مطلب



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی