close
تبلیغات در اینترنت
کنیزی زنان اسیر
  • صفحه نخست
  • آرشیو
  • تالار گفتمان
  • تماس با ما
  • عضویت
  • ورود به سایت
  • ولایت
      چرا پس از جنگ ، زنان به جا مانده را به کنیزی و همسری می گیرند ...  و این بدون رضایت آن زنان ممکن بوده است ؟ آنچه در اين پرسش مطرح گردید، مربوط به كنيزان و زناني است كه در جنگ اسير مي شدند. در نهايت نیز بهره مندي جنسي از ايشان مجاز شمرده مي شد. در مورد کنیزان و استفاده جنسی از آن…
یکشنبه 02 اردیبهشت 1397

کنیزی زنان اسیر


موضوع : شبهات دینی , | تاریخ : پنجشنبه 07 شهريور 1392 و 0:0

 

چرا پس از جنگ ، زنان به جا مانده را به کنیزی و همسری می گیرند ...  و این بدون رضایت آن زنان ممکن بوده است ؟

آنچه در اين پرسش مطرح گردید، مربوط به كنيزان و زناني است كه در جنگ اسير مي شدند.
در نهايت نیز بهره مندي جنسي از ايشان مجاز شمرده مي شد.

در مورد کنیزان و استفاده جنسی از آن ها هم تأمل و دقت بیش تری نیاز است تا حقیقت برخورد اسلام با این امر آشکار گردد.

در حقيقت، کنیز چیزی جدا از سایر بردگان نیست.

کنیز، زنی است که به اسارت گرفته می شود.

در فلسفه اسارت او و راهکارهای برخورد با او، تفاوتی با مرد اسیر (غلام) وجود ندارد ؛ چنان که در مورد مردان برده گفته شد، کنیزان نیز از دو راه به جامعه اسلامی وارد می شدند:

1. زنانی که در میدان های جنگ شرکت می کردند و اسیر می شدند.

در جنگ های قدیم، تمام اعضای قبیله در جنگ درگیر می شد؛ یعنی زنان و مردان و کودکان همگی اعضای میدان نبرد بودند.

برای پیروزی بر طرف مقابل تلاش می کردند. سهم زنان کمتر از مردان نبود. وقتی یک طرف شکست می خورد، تمام مردان و زنان و کودکان و اموالی که در میدان بود، به اسارت طرف مقابل در می آمد.

2. زنانی که پیش تر در جامعه غیر اسلامی اسیر و کنیز شده بودند ، برده فروش ها آن ها را به جامعه اسلامی می آوردند و می فروختند.

در مورد گروه اول كه مورد سؤال است، بر اساس تحلیلی که در پاسخ قبل ارائه دادیم روشن شد كه نه می توان گفت آزاد کردن آن ها به صلاح بود و نه کشتن آن ها؛ اسارت هم که تبعات منفی و مشکلات خاص خود را داشت.

در نتیجه، لازم بود این زنان هم در متن جامعه به خدمت گرفته می شدند تا زمینه اسلام آوردن آن ها فراهم گردد.

در نگاهي دقيق تر بايد گفت اين زنان يا خود كنيز كفار و مشركان بودند، يا زنان آزاد محسوب مي شدند.
در فرض اول، در واقع اين افراد كنيز نشدند، بلكه كنيز بودند و تنها در ملكيت سپاه اسلام در آمدند و در گذشته نيز حق انتخاب و اختياري براي خود نداشتند تا بگوييم اسلام اين حق را از ايشان سلب نمود.

اما در مورد زنان آزاد بايد گفت ميزان كنيز شدن اين افراد بسيار نادر بود و از آن جا كه اكثريت جنگ هاي صدر اسلام، جنگ هاي دفاعي بود و غالبا چنين زناني در سپاه و به همراه جنگجويان حاضر نمي شدند، به اسارت در آمدنشان هم بسيار كم بود.

در موارد نادر هم با دادن فديه و مانند آن، آزاد مي شدند و محكوم به حكم كنيز نمي شدند.
در هر حال، در مورد كنيز شدن اين افراد بايد گفت اين امر همانند برده شدن مردان آزاد بود؛ زيرا روشن بود كه هر كس در ميدان نبرد حاضر شود، بر اساس سنت رايج در همه جوامع آن روز، يا كشته خواهد شد و يا به اسارت و بردگي خواهد رفت.

در نتيجه، نفس حضور اين زنان در سپاه دشمن به منزله پذيرش عواقب و نتايج اين امر است و خطري خودخواسته محسوب مي شود.

تنها مسئله باقي مانده، بهره مندی جنسی از آن ها است كه نيازمند تأمل و دقت بيش تر است؛
زيرا بسياري از اين زنان داراي همسر و خانواده در محيط كفر و شرك بودند.

در اين خصوص، ابتدا بايد توجه داشت كه بر اساس آموزه های قرآن روابط جنسی انسان تنها در دو قالب مورد تأیید شرع اسلام بوده است؛ در غیر این موارد، خروج از حیطه شریعت به حساب می آید.

این دو قالب هم در سوره مؤمنون به روشنی بیان شده است. خداوند در آیات ابتدایی این سوره در بیان علائم مؤمنان می فرماید: «وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ»؛ (1)

«[مؤمنان]کسانی هستند که دامن های خود را حفظ می کنند، مگر در برابر همسران شان یا کنیزانی که در تملک دارند که در این صورت مورد ملامت نیستند. هرکس بیش از این بطلبد، در زمره تجاوزکاران است».

بر این اساس، روابط جنسی تنها در مورد همسران و یا کنیزان قابل تأیید شریعت است؛ البته با رعایت دیگر ضوابط و شرایطی که در این خصوص وجود دارد.

در مورد زنان اسيري كه داراي همسر بودند، باید گفت که از نظر شريعت اسلام به محض تعلق عنوان كنيز بر یک زن، عقد ازدواج او با همسر قبلی اش ملغی محسوب شده، امکان بازگشت او به بلاد کفر منتفی می شد.

بر اساس ضوابط خاص خود در تملک مردی مسلمان در می آمد و رابطه با او حلال بود. البته در هر دو نوع كنيز (زن كنيززاده يا زن آزاد) امکان ازدواج با این افراد هم ممکن است؛ یعنی مرد مسلمانی که مالک این زن شده است، می تواند او را آزاد کرده و یا در صورت تمايل خود زن، با او ازدواج نماید؛
چنان که در بسیاری از موارد، همین رفتار با زنان عمل می شد تا حرمت و جایگاه اجتماعی مناسب خود را دارا باشند.

اصولا بر اساس مبانی فکری اسلام، ازدواج یا هر نوع رابطه جنسی با هیچ زن شوهرداری که در تعابیر فقهی «محصنه» نامیده می شود، جایز نیست.

قرآن به این امر به صراحت اشاره می کند و در زمره زنانی که ازدواج با آنان حرام است، می فرماید:
«وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء»؛ (2) «زنـان شـوهـردار (بـر شما حرام است)».

این حکم، اختصاصى به زنان مسلمان ندارد؛ بلکه زنان شوهردار از هر مذهب و ملتى، همین حکم را دارند؛ یعنى ازدواج با آن ها ممنوع است. اما در ادامه همین آیه، به این قانون کلی یک استثنا تعلق می گیرد:

«إِلاَّ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ»؛ «مگر آن ها را که مالک شده اید».

تـنـها استثنای این حکم، زنان غیر مسلمانى هستند که به اسارت مسلمانان در جنگ ها درمى آیند.

اسلام اسارت آن ها را به منزله طلاق از شوهران سابق تلقى کـرده، اجـازه مى دهد بعد از تمام شدن عده، با آنان ازدواج کنند و یا همچون یک کنیز با آنان رفتار شود (الا ما ملکت ایمانکم ). درسـت هـمـانـنـد زن غـیر مسلمانى که با اسلام آوردن، رابطه او با شوهر سابقش (در صورت ادامه کفر شوهر) قطع مى گردد و این امر، به منزله طلاق تلقی شده و در ردیف زنان بدون شوهر قرار خواهد گرفت.

اسـلام بـه هـیـچ وجه اجازه نداده است که مسلمانان با زنان شوهردار، حتى از ملل و مذاهب دیگر، ازدواج کنند یا رابطه جنسی داشته باشد تا نوعی بی بند و باری جنسی مجاز تلقی گردد. به همین جهت، برای همه این زنان کنیز یا تازه مسلمان، عده مقرر ساخته و در دوران عده از ارتباط زناشویى با آن ها جلوگیرى نموده است.

عده زنان حامله هم پایان دوران حمل خواهد بود.

پس اولاً، اسارت اين زنان امري منطقي بود؛ زيرا این زنان کسانی بودند که خود به همراه سپاه دشمن به جنگ و مقابله با اسلام آمده بودند. در نتيجه، دشمنی، تمام عیار محسوب می شوند. در واقع، خود از خانه و کاشانه خود حرکت کرده و به جنگ که در نهایت می توانست به اسارت آنان بینجامد، دست زده بودند.
برخورد اسلام با زنان اسیر به شکل کنیز شدن و حفظ جان و یا عدم زندانی بودن، بسیار عادلانه و منطقی و منصفانه بود.

ثانياً، در اسلام هم هرچند به ندرت زنانی در جنگ ها اسیر می شدند، اما در همان موارد محدود فـلسـفـه حـکـم جدایی آنان از همسران شان ایـن بود کـه ایـن گونه زنان یا باید به محیط کفر بازگشت داده می شدند، یا بدون شوهر همچنان میان مسلمانان می ماندند و یا رابطه آن هـا بـا شـوهـران سـابـق قـطـع شـده و از نـو ازدواج دیـگـرى می نـمـودنـد. (3)

روشن است که صـورت اول بـر خـلاف اصـول تـربـیـتى اسلام بوده، جز در موارد غیر ضروری انجام نمی شد.

صورت دوم هم امری ظالمانه بوده، برخلاف نیازهای طبیعی هر انسانی است. در عین حال، می تواند منشأ بروز بسیاری از مشکلات اجتماعی و مفاسد اخلاقی گردد.

بنابراین، تنها راه، همان راه سوم است که فرد به عنوان همسر یک مرد مسلمان یا کنیز او در جامعه اسلامی بماند.

دارای حقوقی معین و انسانی باشد تا زمینه آشنایی با حقایق معرفتی اسلام و گرویدن به این دین برای او فراهم گردد اما در خصوص عدم رضایت قلبی این زنان و اموري از اين دست، باید گفت: این امر مسئله ای کاملاً طبیعی است. نباید توقع داشت یک اسیر جنگی که در بسیاری از موارد به سرعت حکم قتل در مورد او اجرا می شود، یا سال ها در بدترین شرایط روحی و جسمی نگهداری و به فجیع ترین شکل با او برخورد می شد، اختیار و رضایت قلبی در خصوص چگونگی برخورد با خود داشته باشد. در این وضعیت، انتقال چنین اسیری به منزل یک مرد مسلمان و محسوب شدن به منزله افراد عادی جامعه، بالاترین خدمتی است که به این فرد می شود.

البته به جهت دستورات خاص و حساب شده ای که اسلام در قبال بردگان داشت، شیوه برخورد مولا با آنان را کاملاً تحت ضوابط مشخصی در می آورد ، بیش تر این افراد هم متمایل به اسلام شده، وضعیت فعلی خود را که تحت مالکیت یک مرد مسلمان بود، به مراتب بهتر از وضعیت گذشته خود می دیدند. آنان حاضر به بازگشت به وضعیت قبل نبودند و در نتیجه، رسماً مسلمان می شدند.

در ضمن، با برنامه ای که در اسلام در نظر گرفته شده بود، مانند آزاد کردن برده به عنوان کفاره اعمالي چون: کفاره روزه، شکستن قسم و عمل نکردن به نذر، یا تشویق به این عمل با بیان ثواب آزاد کردن بنده که در زندگی ائمه نیز دیده می شد، در مدت زمان کوتاهی کنیزان یا بردگان آزاد می شدند. برای خود منزلت مستقل اجتماعی پیدا می کردند و زندگی شایسته ای می یافتند.

همچنین رفتار خشن و خشک در جامعه آن زمان با زنان، به گونه ای بود که زن همانند کالایی از خانه ای به خانه دیگر منتقل می شد. در نتیجه، این که زنی بعد از شکست قبیله اش با مسلمانان به جامعه اسلامی وارد شده، در تملک مردی مسلمان در بیاید که بر اساس آموزه های اسلامی با او رفتاری محترمانه و کریمانه داشت، نه تنها غیر قابل تحمل و نامطلوب نبود، بلکه تا حد بسیاری مطلوب بوده است.
حتی این موضوع مورد توجه زنان مشرک قرار می گرفت تا جایی که برخی از این زنان از جامعه شرک آلود مکه فرار کرده ، خود را به مدینه می رساندند و خواستار قرار گرفتن در پناه جامعه اسلامی می شدند.

ثالثاً، اگر قرار بود این زنان در جامعه اسلامی حضور داشته و به مناطق خود باز نگردند، ولی برقراری رابطه جنسی با آن ها جایز نباشد، هم به دلیل فقر موجود در جامعه، زمینه ای برای ورود این افراد در متن جامعه نبود و مسئولیت آن ها بر عهده حکومت می افتاد و هم بستر صحیح و ضابطه مند بر طرف کردن نیازهای غریزی برای آن ها فراهم نمی شد در نتیجه، این امر می توانست زمینه ساز بروز جدی مشکلات و مفاسد بی شمار برای آن ها و جامعه باشد.

رابعاً، مسائل مرتبط با هر جامعه ای را باید در همان فرهنگ و رسوم و در همان وضعیت خاص زمانی و مکانی مورد توجه قرار داد. بسیاری از اموری که در جامعه ما قابل درک نبوده و نا معقول به نظر می رسد، در جامعه خشک زمان بعثت طبیعی و قابل قبول بود؛ مثلا این که زنی در طول زندگی خود شوهران متعددی داشته باشد که حتی برخی از آن ها دشمنان قبلی قبیله او ، بلکه قاتلین بستگان او باشند، با توجه به کثرت جنگ ها و نزاع ها و قوانین آزاد ازدواج یا انواع بهره مندی جنسی از زنان در آن زمان، امری متداول بود.

پی نوشت ها:

1. مؤمنون (23) آیه 5-7.

2. نساء (4) آیه 24.




بازدید : 86
برچسب ها : زنان , کنیزی , اسارت , اسلام , جنگ , اسیران جنگی , رفتار اسلام با زنان ,
نویسنده : محمد درزیان خشکرودی |

ارسال نظر برای این مطلب



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی