close
تبلیغات در اینترنت
شأن نزول آیه ولایت
  • صفحه نخست
  • آرشیو
  • تالار گفتمان
  • ارسال پیام
  • عضویت
  • ورود به سایت
  • ولایت
      شأن نزول آيه ولايت همه شيعيان دوازده امامى اتّفاق نظر دارند كه اين آيه مباركه هنگامى نازل شد كه امير مؤمنان على عليه السلام انگشترش را در حال ركوع به مستمند بخشيد. اين مطلب در روايات متواترى از طريق آنان نقل شده است. بنا بر اين از نظر آنان مسلّم است، و جاى هيچ ترديدى در آن نيست. ولى اين استدلال براى اهل تسنّن كافى نيست و پرسش هايى براى آنان مطرح خواهد شد از جمله اين كه: ـ آيا اين روايات در كتاب هاى محدّثان و مفسّران اهل سنّت آمده است؟ ـ آيا آنان اين روايات را صحيح و قابل اعتماد مى دانند؟…
دوشنبه 28 آبان 1397

شأن نزول آیه ولایت


موضوع : چهارده معصوم , شأن نزول آیات , | تاریخ : چهارشنبه 05 تير 1392 و 0:0 | نویسنده : محمد درزیان خشکرودی

 

شأن نزول آيه ولايت
همه شيعيان دوازده امامى اتّفاق نظر دارند كه اين آيه مباركه هنگامى نازل شد كه امير مؤمنان على عليه السلام انگشترش را در حال ركوع به مستمند بخشيد.
اين مطلب در روايات متواترى از طريق آنان نقل شده است. بنا بر اين از نظر آنان مسلّم است، و جاى هيچ ترديدى در آن نيست.
ولى اين استدلال براى اهل تسنّن كافى نيست و پرسش هايى براى آنان مطرح خواهد شد از جمله اين كه:
ـ آيا اين روايات در كتاب هاى محدّثان و مفسّران اهل سنّت آمده است؟
ـ آيا آنان اين روايات را صحيح و قابل اعتماد مى دانند؟
ـ آيا براى اثبات آن دليل قانع كننده اى وجود دارد؟
ما ضمن مراعات اصول بحث و مناظره، در اين بخش به نام برخى از بزرگان اهل سنّت ـ كه پذيرفته اند كه اين آيه در شأن امير مؤمنان على عليه السلام نازل شده است ـ اشاره مى كنيم تا پيروان آنان و كسانى كه كتاب هاى آنان را معتبر و روايات آن ها را مستند مى دانند و به اصول مذهب آن ها پايبند هستند، نيز قانع شوند.
با بيان اين مطلب، شأن نزول آيه شريفه روشن خواهد شد، و همچنين معلوم خواهد شد كه اين روايات مورد اتّفاق شيعه و سنّى، و مورد پذيرش آنان است.

اتفاق نظر مفسّران در شأن نزول آيه

طبق آن چه كه از بزرگان اهل سنّت نقل شده است، همه مفسّران در شأن نزول آيه ولايت اتفاق نظر دارد. اين اتفاق نظر از سوى چهار تن از دانشمندان اهل سنّت نقل شده است.
1 ـ قاضى ايجى (متوفاى سال 756) نويسنده كتاب المواقف فى علم الكلام، كه از مهم ترين كتاب هاى اهل سنّت در علم كلام و اصول دين است. او مى نويسد:
«تمامى مفسران اتّفاق نظر دارند كه اين آيه مباركه در ماجراى بخشيدن انگشتر امير مؤمنان على عليه السلام در حال ركوع نماز نازل شده است»(1).
2 ـ مير سيّد شريف جرجانى (متوفاى سال 816 هـ) در شرح المواقف به اين اجماع اعتراف كرده است(2).
3 ـ سعدالدّين تفتازانى (متوفاى سال 793 هـ) در شرح المقاصد اجماع مفسّران را بر اين كه آيه شريفه در شأن امير مؤمنان على عليه السلام نازل شده، نقل كرده است(3).
شرح المقاصد از كتاب هاى مهم اهل سنّت در علم كلام است. اين كتاب در مدارس آن ها تدريس مى شود و در محافل علمى آن ها از جايگاه ويژه اى برخوردار است، به همين دليل بسيارى از بزرگان اهل سنّت بر اين كتاب شرح و تعليق نوشته اند.
4 ـ علاء الدّين قوشجى سمرقندى نيز از كسانى است كه به اجماع مفسران بر اين كه آيه مباركه در شأن امير مؤمنان على عليه السلام نازل شده، اعتراف كرده است(4).
بنا بر اين، تمامى مفسّران اهل سنّت معتقدند كه اين آيه مباركه در شأن امير مؤمنان على عليه السلام، و زمانى كه آن حضرت در ركوع انگشترش را به مستمند بخشيد، نازل شد.
اين اجماع و اتّفاق نظر را بزرگان و دانشمندان اهل سنّت نقل كرده و به آن اعتراف نموده اند، يعنى همان كسانى كه سخنان آن ها مورد اعتماد است و به كتاب هايشان استناد مى شود.
آلوسى در تفسير خود مى نويسد:
«اكثر راويان اخبار معتقدند كه اين آيه در شأن على كرم اللّه وجهه نازل شده است»(5).
ابن كثير در تفسير خود برخى از اين روايات را در ذيل آيه مباركه نقل نموده و حكم به صحّت بعضى از آن ها داده است(6).
ابن كثير كسى است كه در تفسير و تاريخ خود، تا آن جا كه مى توانسته، بر شيعيان خُرده گرفته و سعى كرده است تا اعتقاد آن ها را باطل جلوه دهد. اعتراف چنين شخصى به صحّت اين روايات، ارزش علمى فراوانى دارد و راه فرار را بر خصم ما مى بندد.
هنگامى كه به كلمات بزرگان اهل سنّت در علم رجال مراجعه شد و سخنان آن ها در مورد راويان و ناقلان اين احاديث بررسى گرديد، اين نتيجه به دست آمد كه تعدادى از اين احاديث بنا بر نظر آن ها ـ كه از ناقدان معروف اهل سنّت در سند روايات هستند ـ صحيح بوده و قابل اعتماد است.
يكى از آن روايات، حديثى است كه ابن ابى حاتِم در تفسير خود آورده است. وى از ابى سعيد اشبح از فضل بن دكين از موسى بن قيس حضرمى از سلمة بن كهيل اين گونه نقل مى كند:
على در حال ركوع انگشترش را به فقير بخشيد و اين آيه نازل شد: (انما وليّكم اللّه ورسوله . . .)(7).
تا اين جا به خوبى روشن شد كه صحّت اين حديث مورد اتفاق مفسّران بوده و بنا بر گفته آلوسى بيشتر محدّثان آن را نقل كرده اند كه به نام برخى از آن ها اشاره شد و كلام ابن كثير در صحّت بعضى از آن ها نيز نقل گرديد.
علماى علم كلام نيز ـ كه در مورد دلايل امامت بحث كرده و دليل هاى هر طرف را براى اثبات نظر خود ذكر كرده اند ـ مى گويند كه اين آيه در همان جريان خاصّ نازل شده است.

--------------------------------------------------
(1) المواقف فى علم الكلام: 405.
(2) شرح المواقف: 8 / 360.
(3) شرح المقاصد: 5 / 170، براى آگاهى از اهميت اين كتاب ر.ك: كشف الظنون.
(4) شرح التجريد: 368.
(5) تفسير روح المعانى: 6 / 168.
(6) تفسير ابن كثير: 2 / 64.
(7) تفسير ابن ابى حاتِم: 4 / 1162.

--------------------------------------------------

آيه ولايت در سخن محدّثان
بزرگان از پيشوايان محدّثان نيز در قرن هاى مختلف، اين حديث را در كتاب هاى خود نقل كرده اند. اكنون به اسامى برخى از كسانى كه اين حديث را در آثار خود آورده اند اشاره مى كنيم:
1 ـ حافظ عبدالرّزاق صنعانى
وى نويسنده كتاب المصنّف، و استاد بُخارى (مؤلف كتاب صحيح بُخارى) است.
2 ـ حافظ عبد بن حميد نويسنده كتاب المسند
3 ـ حافظ رزين بن معاوية عبدرى اندلسى
وى كتاب الجمع بين الصحاح الستّه را تاليف كرده است.
4 ـ حافظ نَسايى
وى نويسنده كتاب صحيح است و اين حديث را در صحيح خود نقل كرده است.
5 ـ حافظ ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى
وى مؤلّف دو كتاب مشهور و معروف تاريخ و تفسير طبرى است.
6 ـ حافظ ابن ابى حاتِم رازى
وى محدّث و مفسّر پرآوازه اى است، و ابن تيميّه در منهاج السّنّه معتقد است كه تفسير او از هر روايت جعلى و ساختگى خالى است.
7 ـ حافظ ابو الشيخ اصفهانى
8 ـ حافظ ابن عساكر دمشقى
9 ـ حافظ ابو بكر بن مردويه اصفهانى
10 ـ حافظ ابو القاسم طبرانى
11 ـ حافظ خطيب بغدادى
12 ـ حافظ ابو بكر هيثمى
13 ـ حافظ ابو الفرج ابن جوزى حنبلى
14 ـ حافظ محب طبرى
وى استاد حرم مكّى است.
15 ـ حافظ جلال الدّين سيوطى
اهل سنّت معتقدند كه وى پايه گذار نوين و احياكننده سنّت در قرن دهم به شمار مى رود.
16 ـ حافظ شيخ على متّقى هندى
وى نويسنده كتاب كنز العمّال است.
با معرفى اين بزرگان كه از علماى زمان بُخارى تا قرن يازدهم هستند نتيجه مى گيريم كه صاحبان تفسير بر اين واقعه اجماع داشته و بيشتر محدّثين و ناقلين اخبار بر آن تصريح كرده اند.
با مراجعه و بررسى سند آن روايات، و صحّت و اعتبار آن ها، اعتبار روايات نيز بنا بر مبانى ايشان به وضوح آشكار مى گردد.

 

آيه ولايت از ديدگاه ابن تيميّه
با توجّه به آن چه بيان شد نه راهى براى خدشه دار كردن در سند اين اخبار وجود دارد، نه جايى براى تكذيب آن باقى مانده، و نه تضعيف رواياتش ممكن است.
ابن تيميّه نيز در اين مورد و درباره اين استدلال اظهار نظر كرده است. او مى نويسد:
«بعضى از دروغ پردازان، حديثى دروغين ساخته اند و گفته اند كه اين آيه هنگامى نازل شد كه على در حال نماز انگشترش را به فقير بخشيد. اين خبر به اتّفاق و اجماع دانشمندان حديث، دروغ است و دروغ آن آشكار است».
سپس مى افزايد:
«تمامى دانشمندان درايت و حديث شناس اتفاق نظر دارند كه اين آيه در شأن على نازل نشده، و على هيچ گاه انگشترش را در حال نماز به فقير نداده است.
از طرف ديگر همه محدّثان اتفاق نظر دارند كه آن قصّه اى كه در اين مورد نقل شده، دروغين و جعلى است و جمهور امّتِ پيامبر چنين حديثى را نشنيده اند»(1).
چه قدر قابل توجه است!! ما به همه كسانى كه در بحث هاى علمىِ خود چشم و گوش بسته از ابن تيميّه پيروى مى كنند و نظرات او را مى پذيرند مى گوييم كه متنبّه شوند و ببينند كه از چه شخصى عقايد، احكام، سنن و آداب شان را مى آموزند.
بنا بر نظرات ابن تيميّه، قاضى ايجى، شريف جرجانى و بزرگان دانشمندان كلام ـ كه به نام آن ها اشاره شد ـ هيچ يك عالم به حديث نيستند، و لذا از زمره امّت محمّد خارجند. آن ها تصريح كرده اند كه تمامى مفسّران، اجماع و اتّفاق نظر دارند كه اين آيه در شأن امير مؤمنان على عليه السلام نازل شده است، ولى ابن تيميه مى گويد: «اين حديث دروغين را بعضى دروغ گويان جعل كرده اند و تمامى عالمان حديث معتقدند كه على انگشترش را به فقير نداده است».
گويا مراد او از اهل علم ـ كه ادّعا مى كند بر كذب اين حديث اجماع كرده اند ـ تنها خود او يا بعضى از كسانى است كه گرد او جمع شده اند؛ و چون دو ـ سه نفر از اطرافيانش چنين نظرى داده اند، ادّعا مى كند كه نه تنها تمامى اهل حديث و ناقلان اخبار بر نظريه وى اجماع و اتّفاق نظر دارند بلكه تمامى امّت بر آن اجماع كرده اند.
گويا اجماع در جيب اوست، و هر گاه بخواهد آن را از جيب خود بيرون آورده و به مردم عرضه مى كند، و از طرفى بر مردم نيز لازم دانسته است كه هر چه او ادّعا كرده بپذيرند.
--------------------------------------------------
(1) منهاج السنه: 2 / 30.

--------------------------------------------------

برداشت آخر
از آن چه بيان شد مى توان اين گونه نتيجه گرفت كه اين قضيّه معروف و مشهور است، هم در كتاب هاى شيعيان و هم در كتاب هاى اهل سنّت.
ما در اين نوشتار به برخى از آن ها اشاره كرديم، ولى راويان اين حديث، كه برخى با سند و برخى ديگر به صورت مرسل اين حديث را نقل كرده اند بيش از اين ها هستند(1). آيا هيچ يك از آن ها عضوى از امت محمّدى محسوب نمى شود؟
بنا بر اين هيچ شك و شُبهه، و جاى هيچ گونه مناقشه اى ـ چه از نظر سند، و چه از نظر شأن نزول آيه شريفه و چه از نظر دلالت آن ـ در مورد اين حديث وجود ندارد، و اين آيه در شأن امير مؤمنان على عليه السلام و در زمانى كه آن حضرت در حال ركوع انگشترش را به فقير بخشيده، نازل شده است.
--------------------------------------------------
(1) براى آگاهى بيشتر ر.ك به تفسير طبرى: 6 / 186، تفسير ابن ابى حاتِم: 4 / 1162، تفسير المعانى: 2 / 47، اسباب النزول: 113، تفسير العز الدمشقى: 1 / 393، تفسير ابن كثير: 2 / 64، كشاف: 1 / 649، الدر المنثور: 3 / 105 و همچنين تفسير فخر رازى، تفسير بغوى، تفسير نسفى، تفسير قُرْطُبى، تفسير أبى السعود، تفسير شوكانى، تفسير آلوسى و از كتاب هاى حديثى ر.ك: جامع الاصول: 9 / 478، المعجم الاوسط: 7 / 129، تاريخ دمشق: 42 / 356.

نگاهی به آیه ولایت آیت الله سید علی حسینی میلانی




بازدید : 17
برچسب ها : «اِنّما وَلیّکم الله و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکاة و هم راکعون» , آیه ولایت , ولایت , امام علی(ع) ,

ارسال نظر برای این مطلب



نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی